- يعني ميگي جاده ترا واقعا" صدا زد.
- خود جاده كه نه بلكه آن پيچ جاده كه در كمر كش تپه بالا رفته بود و چقدر دلفريب در پشت آن تپه جا خوش كرده بود.
- آنوقت تو هم بيخيال راه افتادي و راهتو بهمين مفتي عوض كردي.
- تو خودت اگر بودي ميديدي كه چقدر خوشكل اطراف تپه را دور زده بود. انگار يك مار خوشكل داشت براي نرينه خود قد و بالا راست ميكرد. حتم دارم تو هم بودي راهت را كج ميكردي .
- تو انگار اينروزا كمي خل شدي. ادم كه به اين راحتي راه خودش راكج نميكند.
- اگر راه به آن خوشگلي باشد چه عيب دارد. من كه پشيمان نيستم .حالا اگه دلت بخواد يه بارهم با هم بريم يه وقت ديدي تو هم خوشت آمد.
- خيال كردي منهم مثل تو خل شدم مگه راه هميشگي چه عيب داره كه آدم راه خودشو كج كنه؟ فكر نكردي يه وقت گم بشي.
- خوب پس بگو از گم شدن ميترسي. اخه تو كه ميگي خل نشدي فكر نميكني در اين دور زمان با وجود اينهمه نشانه آدم چطور ميشه كه گم بشه.. اگر دل و جرات داشته باشي راه بيافتي از گم شدن باكي نداشته باش . تو كه هميشه خدا راه هميشگي را رفتي يه بار هم كه شده يه راه تازه را امتحان كن شايد خير ببيني
- نگفتم خل شدي آدم عاقل راه مطمئن را گذاشته بيراهه كه نميرود.از كجا معلوم ضرر نكنم
- اگر تمام ادمها در اينهمه سال ميخواستند از راه هميشگي برند وفكر ضرر وزيان بودند، پس راه هاي تازه را كي پيدا ميكرد؟
- براي پيدا كردن راه هاي تازه هميشه آدمهائي پيدا ميشوند ولي من حال اينكارا را ندارم.
- پس حالا كه خودت حال نداري درست، ميل خودته، ولي چرا منو خل تصور ميكني.
- بابا اينهمه گير نده از هر راهي دلت ميخواد برو و دست از سر من بردار!